Notes on a Scandal
Notes On A Scandal را میتونم یه فیلم خوش ساخت و آروم قلم داد کنم . فیلمی که به نوعی هم تنهاییهای دنیای جدید رو نشون میده و هم مشکلاتی که در حیطه ی اخلاقی و اجتماعی که برای تاثیر گرفتن از کنش های گذشته ی زندگی هر فرد در زندگی کنونی اش رخ داده . تنهاییهای باربارا که ناشی از گذشته ی تلخش بود و با توجه به پا به سن گذاشتنش جذب همجنسهای بلوند و جوان خودش میشد و سعی داشت آنها را به نوعی به خودش وابسته کند.
در ابتدای فیلم باربارا را میبینیم که نگاهی گنگ به معلم جدیدی دارد که تازه وارد مدرسه شده و گاها او را عجیب , دوست داشتنی , باهوش و ملایم قلم داد میکند و چهره ای از اورا به مخاطب نشان میدهد که آیا شبا (معلم جدید) به کار خودش وارد است یا درگیر احساساتش شده.
شبا که با توجه به دوران کودکی سختی داشته و انحرافات جنسی مادرش و مرگ پدرش جلب مردی شده که از خودش بزرگتر و تقریبا جای پدرش را داشته تا به نوعی بتواند جای خالی پدرش را جبران کند و هم همسر خوبی هم باشد , نتیجه ی این کار وی عدم ارزای روحی و جنسی توسط شبا در طول زندگی به ظاهر شادابش و گرایش وی به سمت مردان خیلی جوانتر و پسر بچه ای 15 ساله تا شاید بتواند تعادلی را در ذهنش از زندگی خودش ایجاد کند و با یک پسر 15 ساله هم بستر میشود.
در کل فیلم داستانی نو و جدیدی را روایت میکرد که در چند سال اخیر شاهد آن در سینمای جهان بودیم ؛ از نظر ساختاری و داستانی هم هیچ پیچیدگی خاصی ندارد ولی از معدود فیلمهاییست که شاید بعد از دیدن بیننده را به فکر کردن وا دارد درباره ی خودش و هدفش از زندگی.
با این حل این فیلم یک شاهکار هنری نیست و یک فیلم متعادل نمره 7.0 ای محسوب میشه به نظر من که ارزش یکبار دیدنش رو داره!
- The New York Times (Manohla Dargis)
- Washington Post (Stephen Hunter)
- Empire Magazine [UK]
- Variety review
Lost in translation جزء اولین کارهای سوفیا کاپولا در حیطه ی کارگردانیست . داستان در توکیو رقم میخورد در مورد دو آمریکایی که هر یک به دلایلی در توکیو هستند ؛ شارلوت (اسکارلت یوهانسون) برای کار همسرش به توکیو آمده و دلیل اصلی خودش هم این بود که هیچ کاری برای کردن در لس آنجلس نداشت پس شوهرش را همراهی کرد ولی در این سفر هم شوهرش فقط به کارهای خودش رسیدگی میکند و با دوستان خودش است و این باعث شده که حتی وقتی همسر شارلوت کنارش هست او احساس تنهایی بکند .
در بعد دیگر داستان فیلم هم باب ( بیل مورای) که یک بازیگر معروف آمریکاییست برای انجام یک تبلیغ 2 میلیون دلاری ویسکی به توکیو آمده ولی در طول فیلم میفهمیم که او هم دل و دماغ چندانی برای کار ندارد و با اینکه یک همسر و دو فرزندش در آمریکا هستند ولی با اینحال همانطور که خودش به شارلوت هم گفت که آنها دلشون برام تنگ نمیشه اگر هم بشه عادت میکنند و یادشون میره , عمق احساس تنهایی خودش رو نشون میده.
در حقیقت Lost in translation یک فیلم در باره ی تنهایی و بی هدفی ای هست که شاید اغلب مردم این روزگار به آن دچار باشند و از آن زجر ببرند . ساختار فیلم ساختار خوبیست و داستان پردازی و شخصیت پردازی مناسبی دارد و این باعث شده که یک فیلم خوب در مورد تنهایی از آب در بیاد ولی اصلا نمیتونیم بگیم که یک کار فوق العادست ولی برای سومین فیلم سوفیا کاپولا کاملا قابل قبول است.
Lost in translation نکته و داستان مرموزی ندارد و به بیان دیگر رو بازی میکنه و به خاطر داستان ساده و روانش گره ی بازنشده ای در فیلم نمونده به جز صحنه ی آخر که باب چیزی در گوش شارلوت میگه که شاید بگه " دلم برات تنگ میشه ولی تنهات نمیذارم " یا شاید بگه " در آمریکا میبینمت و تا اون موقع صبر میکنم" یا یک خداحافظی برای همیشه به هر حال به نظر میرسه این دو شخصیت خواستند به نوعی حریم خصوصی خودشون رو حفظ کنند و نذارن بقیه به کارشون دخالت کنند!!
در آخر Lost in translatin کاملا یک فیلم قابل قبول و خوش ساخته که نظر مثبت اکثر بیننده ها جلب کرده و اگه بخوام از 10 به این فیلم نمره بدم , 8 نمره ی مناسبیه.
- The New York Times (Elvis Mitchell) review
- ReelViews (James Berardinelli) review [4/4]
- Hollywood.com (Kit Bowen) review [4/5]
- Chicago Sun-Times (Roger Ebert) review [4/4]
|



